قینان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قینان . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزرود بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان، متصل به شهر و یکی از محلات اصفهان است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
قینان . [ ] (اِخ ) ابن انوش بن شیث آدم وصی انوش بود و نهصدوبیست سال عمر یافت . وی سازنده ٔ شهر بابل یکی از مدائن هفتگانه ٔ عراق است . در نزهة القلوب ج ٣ ص ٢٧ آمده : بابل از اقلیم سوم است و ازمداین به عراق و بر کنار فرات ... قینان بن انوش ساخت و طهمورث دیوبند تجدید عمارتش کرد. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص ٢٤، ٢٥، ١٣٠ و تاریخ سیستان ص ٤٢ شود.
قینان . [ ق َ ] (ع اِ) جای قید از دست و پای ستور یا خاص است بشتر. (منتهی الارب ).