قوربیگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوربیگی . [ ب َ] (ترکی، حامص مرکب، اِ مرکب ) مرکب از کلمه ٔ قور بمعنی اسلحه و بیگی . رئیس قورخانه . (ناظم الاطباء). داروغه ٔ سلاح خانه . (آنندراج ) : خواجه معین الدین مشهور به شاه غازی ... در سر کار شاه عالم سلطان محمد معظم بخدمت قوربیگی که اولین پایه ٔ علو درجات صوریست سربلندی دارد. (مرآة الخیال ). رجوع به قور شود.