قوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوح . (ع اِ) ج ِ قاحة بمعنی گشادگی میان سرای . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قاحه شود.
قوح . [ ق َ ] (ع مص ) ریم گرد آمدن . ◄ روفتن خانه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). قاح البیت ؛ کنسه . (اقرب الموارد).