قنسرینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنسرینی . [ ق ِن ْ ن َ نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قنسرین . (از لباب الانساب ) (اقرب الموارد). رجوع به قنسرین و قنسرون شود.
قنسرینی . [ ق ِن ْ ن َ ] (اِخ ) کلثوم بن عمرو عتابی مکنی به ابوعمرو. به فضل و ادب معروف است و اشعار نغزی دارد. رجوع به لباب الانساب شود.