قنزع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنزع . [ ق ُ زُ ] (اِخ ) کوهی است میان مکه . (منتهی الارب ). به یسار سرین [ سرین اسم جایی است ] . (تاج العروس ) (لسان العرب ) (معجم البلدان ).
قنزع . [ق ُ زُ ] (ع اِ) موهای گرداگرد سر. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنزع . [ ق ُ زُ ] (اِخ ) کوهی است میان مکه . (منتهی الارب ). به یسار سرین [ سرین اسم جایی است ] . (تاج العروس ) (لسان العرب ) (معجم البلدان ).
قنزع . [ق ُ زُ ] (ع اِ) موهای گرداگرد سر. (ناظم الاطباء).