قنزعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنزعة. [ ق ِ زِ ع َ ] (ع اِ) قُنزَعَة است در همه ٔ معانی آن . (اقرب الموارد). رجوع به قنزعة شود.
قنزعة. [ ق ُ زُ ع َ ] (ع اِ) موی گرداگرد سر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج، قنازع و قنزعات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قنذعة شود. (از اقرب الموارد). رجوع به قنذعة شود. ◄ توک موی که بر سر کودکان گذارند یا موهای بلند برآمده و دراز. ◄ توک موی که زنان بر سر بقدر انار پیچیده دارند. ج، قنازع . ◄ پاره ای از زمین بی نبات . ◄ باقیمانده ٔ پر. ◄ بن دم . ◄ پر گردن خروس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سنگریزه که از گردکان بزرگ باشد. (منتهی الارب ). سنگریزه که از گردو بزرگ باشد. (اقرب الموارد). ◄ بلاء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (ص ) زن سخت کوتاه بالا. (اقرب الموارد).
قنزعة. [ ق َزَ ع َ ] (ع اِ) قُنزُعَة است در همه ٔ معانی آن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُنْزُعَة شود.