قمیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمیری . [ ق َ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قمیر. مؤلف اللباب آرد: گمان دارم ضبط این کلمه بضم قاف و فتح میم باشد. رجوع به اللباب شود.
قمیری . [ ق ُ م َ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قمیر. (اللباب فی تهذیب الانساب ). رجوع به قُمَیر شود.
قمیری . [ ق َ / ق ُ م َ ] (اِخ ) ذویب بن حلحلةبن عمروبن کلیب بن اصرم بن عبداﷲبن قمیر صاحب بُدن رسول خدا(ص ) است و گویند، ذویب بن حبیب بن حلحلة. ابوحاتم رازی ذویب بن حبیب را کس دیگری میداند و گوید: وی یکی از افراد طایفه ٔ بنی مالک بن افص است و همان است که صاحب بدن پیغمبر است و ذویب بن حلحله از طایفه ٔ بنی قمیر است که وقعه ٔ فتح پیغمبر را شاهدبوده و پدر قبیصه است . (اللباب فی تهذیب الانساب ).