قمطریر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ طَ) [ ع. ] (ص.) سخت، شدید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ طَ) [ ع. ] (ص.) سخت، شدید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمطریر. [ ق َ طَ ] (ع ص ) روز سخت و تاریک . (اقرب الموارد). یوم قمطریر؛ روز سخت . (منتهی الارب ) : بزم احبابت همه جنات عدن خالدین روز اعدایت همه یوماً عبوساً قمطریر. سلمان ساوجی . ◄ رجل قمطریر؛ مرد سخت و عبوس و ترشرو. (از اقرب الموارد) : صبا از من بگو یار عبوساً قمطریرا را نمی چسبی به دل ضایع مکن صمغ و کتیرا را. ◄ شر قمطریر؛ سخت . (اقرب الموارد).