قمطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ مَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند.<BR>۲- آوند شکر و نبات.<BR>۳- چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند.<BR>۴- مرد کوتاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ مَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند. ۲- آوند شکر و نبات. ۳- چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند. ۴- مرد کوتاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمطر. [ ق ِ م َ ] (ع ص ) شتر قوی دفزک . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب ). الرجل القصیر الضخم . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) کتاب دان . (منتهی الارب ). آنچه در آن کتاب نگهداری شود. (اقرب الموارد). ◄ خنور شکر و نبات : شکر ز قمطر برگشادی شربت کردی ولی ندادی . نظامی (لیلی و مجنون ص ١٢١). ◄ آنچه در پای مردم اندازند. (منتهی الارب ). ◄ چوبی که در پای مجرمین قرار دهند. (اقرب الموارد). ◄ سگ با پای بند از جهت کجی هر دو ساق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).