قلوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلوب . [ ق َ ] (ع ص ) بسیار برگردنده .(منتهی الارب ). متقلب پرتقلب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). رجوع به قَلّوب و قلیب شود.
قلوب . [ ق َل ْ لو / ق ِل ْ ل َ ] (ع اِ) گرگ . ◄ شیر. (اقرب الموارد). رجوع به قِلّیب شود.
قلوب . [ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قلب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : تو میروی و خبر نداری اندر عقبت قلوب و ابصار. سعدی . لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لایسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل . (قرآن ١٧٨/٧). - افعال قلوب ؛ نزد نحویان از نواسخی هستند که دو مفعول میخواهند. این افعال عبارتند از ظن و اخوات آن، چون ظننت زیدا عالماً. (از اقرب الموارد). - حروف قلوب ؛ اصطلاحی است در علم جفر. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ج ١ ص ٣٥٦ شود. ◄ ج ِ قُلب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قلب شود.