قلاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلاص . [ ق َل ْ لا ] (ع ص ) فعال است مبالغه را. (اقرب الموارد). رجوع به قُلوص شود. ◄ آب بلندبرآینده . (منتهی الارب ): ماء قلاص ؛ آب مرتفع. (اقرب الموارد). ◄ دوشنده ٔ قلوص (شتر ماده ٔ جوان ). ◄ قلاص الثلج ؛ که برف آرد. (اقرب الموارد).
قلاص . [ ق ِ ] (اِخ ) نام گروهی از ستارگان در برج ثور. (یادداشت مؤلف ).
قلاص . [ ق ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ قَلوص . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اشتران خرد. رجوع به قلوص شود.