قفوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفوف . [ ق ُ ](ع مص ) خشک شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خشک شدن چنانکه در گیاه و جامه . (اقرب الموارد). ◄ برخاستن موی بر تن از ترس . ◄ سیم دزدیدن میان انگشتان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفوف . [ ق ُ ](ع مص ) خشک شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خشک شدن چنانکه در گیاه و جامه . (اقرب الموارد). ◄ برخاستن موی بر تن از ترس . ◄ سیم دزدیدن میان انگشتان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).