قطیفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطیفی . [ ق َ ] (اِخ ) احمدبن صالح بحرانی .از علمای امامیه ٔ اوایل قرن چهاردهم هجری و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری است . او راست : ١- التحفة الاحمدیة. ٢- دیوان اشعار، این کتاب چاپ شده است . وی به سال ١٣١٥ هَ . ق . در شصت وپنج سالگی در بحرین درگذشت . (الذریعه ج ٣ ص ٤١١) (ریحانة الادب ج ٣ ص ٣١٤).
قطیفی . [ ق َ ] (اِخ ) علی بن حسن بن علی بن سلیمان بن احمد بحرانی . از دانشمندان و از شاگردان شیخ احمد قطیفی است : او راست : ١- انوار البدرین و مطلع النیرین فی تراجم علماء الاحساء و القطیف و البحرین . ٢- التوحید. وی به سال ١٣٤٠ هَ . ق . درگذشت . (الذریعه ج ٤ ص ٤٨٠) (ریحانة الادب ج ٣ ص ٣١٤).
قطیفی . [ ق َ ] (اِخ ) ابراهیم بن سلیمان حلی نجفی، مکنی به ابواسماعیل . از فقهاء و مجتهدان و محدثان امامی قرن ١١ هجری و معاصر با شاه طهماسب صفوی است (٩٣٠-٩٨٤ هَ . ق .).وی از مشایخ اجازه ٔ بسیاری از علمای عصر خود بوده وبا معاصر خود محقق کرکی مناظراتی داشته و چند رساله در مسائل فقهیه که مورد مشاجره و مناظره بوده است، نگاشته است . او راست : ١- اثبات الفرقة الناجیة. ٢- الاربعون حدیثاً. ٣- الامالی . ٤- ایضاح النافع در شرح مختصر نافع. ٥- حاشیه ٔ الفیه ٔ شهید اول . ٦- حاشیه ٔ شرایع محقق . سال وفاتش به دست نیامد. (روضات الجنات ) (نامه ٔ دانشوران ) (الذریعه ) (ریحانة الادب ج ٣ ص ٣١٤).