قطام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطام . [ ق َ ] (ع اِ) گوشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ باز، یا گوشت آن . (اقرب الموارد).
قطام . [ ق َم ِ ] (اِخ ) نام زنی است، و مبنی بر کسر است نزد اهل حجاز و معرب غیرمنصرف نزد اهل نجد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). عوام او را قُطّامه میگویند. در منتهی الاَّمال آرد: چون عبدالرحمان بن ملجم به قصد قتل علی (ع ) به کوفه آمد در محله ٔ بنی کنده که مرکز قاعدین خوارج بود فرودشد و قطام بنت اخضر تیمیة را در اینجا ملاقات کرد. قطام سخت نیکوروی و مشکین موی بود و پدر و برادرش را که از خوارج بودند در جنگ نهروان امیرالمؤمنین علی علیه السلام کشته بود، و ازاینرو او را با علی دشمنی بی نهایت بود. ابن ملجم شیفته ٔ روی او شد و اورا خواستگاری کرد. قطام گفت چه مَهر من خواهی کرد؟ گفت هرچه بگوئی، قطام گفت صداق من سه هزار درهم و کنیزکی و غلامی و کشتن علی بن ابی طالب است . ابن ملجم گفت تمام آنچه گفتی ممکن است جز قتل علی که چگونه ازبرای من میسر شود، و چون سرانجام قطام را موافق مذهب خود دید گفت من برای همین منظور به این شهر آمده ام، و قطام جمعی از قبیله ٔ خود را با وی همراه کرد. (از منتهی الاَّمال قمی چ خورشید ١٣٣١ هَ . ق . ج ١ ص ١٢٤، ١٢٥).
قطام . [ ق َ ] (اِخ ) (ابن ام ...) مَلِکی بود از ملوک کنده . (منتهی الارب ).