قصبانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصبانی . [ ق َ ص َ ] (اِخ ) مذکوربن سلیمان محزمی، مکنی به ابونصر. از محدثان است . وی از خالدبن مخلد و زکری بن عدی روایت کند و از او محمدبن مخلد و دیگران روایت دارند. او در صفر سال ٢٦٣ هَ . ق . وفات یافت . (لباب الانساب ).
قصبانی . [ ق َ ص َ ] (ص نسبی ) نسبت است به بیع قصب . (لباب الانساب ).
قصبانی . [ ق َص َ ] (اِخ ) فضل بن محمدبن علی بن فضل نحوی بصری، مکنی به ابوالقاسم . از پیشوایان علوم ادب عربی است و خطیب تبریزی و حریری صاحب مقامات از شاگردان اویند. او راست : ١- الامانی . ٢- حاشیه ٔ صحاح جوهری . ٣- الصفوة فی اشعار العرب . ٤- کتابی در نحو. و از اشعار اوست : فی الناس من لایرتجی نفعه الا اذا مس باضرار کالعود لایطمع فی ریحه الا اذااحرق بالنار. وی به سال ٤٤٤ یا ٤٤٨ هَ . ق . درگذشت . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٣٠١).