قصبات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ صَ) [ ع. ] (اِ.) جِ قصبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ صَ) [ ع. ] (اِ.) جِ قصبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصبات . [ ق َ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قصبة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قصبة شود.
قصبات . [ ق َ ص َ ] (اِخ ) شهری است به مغرب . (منتهی الارب ). و در بلاد بربر واقع است . (معجم البلدان ).
قصبات . [ ق َ ص َ ] (اِخ ) دهی است به یمامه . (منتهی الارب ). این ده به روزگار مسیلمه در صلح خالد درنیامد. (معجم البلدان ).