قشبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قشبی . [ ق َ ] (اِخ ) نفیس بن عبدالخالق بن محمد هاشمی، مکنی به ابوالحسن . از قاریان است . سلفی وی را در اسکندریه دیدار کرده است . وی قرآن را نزد استادان فن فراگرفت و حدیث شنید و مدتی در مکه مجاور بودو آنگاه به اندلس مسافرت کرد. (از معجم البلدان ).
قشبی . [ ق َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قشب . (معجم البلدان ). رجوع به قشب شود.