قسطلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسطلی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) یونس بن محمد. رجوع به یونس بن محمد در همین لغت نامه و اعلام زرکلی شود.
قسطلی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) حسن بن علی ازدی، مکنی به ابوعبدالغنی . از راویان است . وی از مالک و راویان ثقه ٔ دیگرروایت کند و در احادیث آنان وضع نماید. (اللباب ).
قسطلی . [ ق َ طَل ْ لی ] (اِخ ) احمدبن محمدبن دراج، مکنی به ابوعمر. از ادیبان است . وی کاتب انشاء ابن ابی عامر و از شاعران است . (معجم البلدان ).