قسطلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسطلة. [ ق َ طَ ل َ / طَل ْ ل َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس . (منتهی الارب ). در مراصد و معجم البلدان آمده است : قسطلة به فتح اول و ثالث و تشدید لام، شهری است در اندلس و گروهی ازدانشمندان بدان منسوبند. (مراصد) (معجم البلدان ).
قسطلة. [ ق َ طَ ل َ ] (ع اِ) قسطلة الجمل ؛ آواز شتر که از گلو برآرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هدیر شتر. (اقرب الموارد). قسطلة النهر؛ آواز نرم جوی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).