قزل قشلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قزل قشلاق . [ ق ِ زِق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارس کنار بخش پلدشت شهرستان ماکو در ٣٦٥٠٠ گزی جنوب خاوری پلدشت . موقع جغرافیایی آن جلگه و کنار ارس و هوای گرمسیر مالاریایی است . سکنه ٥٠٠ تن . آب آن از رود ارس و چشمه و محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه ارابه رو به پلدشت دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قزل قشلاق . [ ق ِ زِ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ١٨ هزارگزی شمال خاوری تکاب و ١٢ هزارگزی خاور راه ارابه رو نصرت آباد به تکاب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم . سکنه ٨٢٣ تن . آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).