قزاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قزاقی . [ ق َزْ زا ] (اِخ ) دهی از دهستان میلانلو از بخش شیروان شهرستان قوچان در ٦٠ هزارگزی جنوب باختری شیروان و ٩ هزارگزی باختر مالروعمومی امیران به زین آباد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن ٢٦٥ تن . آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و پنبه و توتون . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قزاقی . [ ق َزْ زا ] (ص نسبی ) نسبت است به قزاق . - آجر قزاقی ؛ نوعی از آجر که طول آن بیش از عرض آن است و قسمی از آن را در روی ساختمانها به کار برند. در مقابل آجر نظامی .