قرون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قُ) [ ع. ] (اِ.) جِ قرن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قُ) [ ع. ] (اِ.) جِ قرن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرون .[ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قَرْن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
قرون . [ ق َ ] (ع ص ) ستور زود خوی کننده و سم پای بر جای دست نهنده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ شتر که هر دو زانو به هم نهد وقت فروخفتن . ◄ ناقه ای که دو پستان پیش و دو پستان پس را به هم نزدیک آرد. ◄ (اِ) نَفْس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (ص ) شتر ماده ای که شیر گرد آرد در پستان میان دو دوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دو خرما را با هم جمعکننده، یا دو لقمه فراهم کننده در خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ من الابل، التی تجتمع بین محلبین فی حلبة. (اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
سدههای، سدهها