قرشیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرشیة. [ ق ُ رَ شی ی َ ] (اِخ ) دهی است در سواحل حمص، و آن دورترین و آخرین ِ توابع آن است و در کنار حلب و انطاکیه قرار گرفته، و بعضی از سرشناسان آن ده در حلب به سر میبرند و به آنان بنوقرشی میگویند و مردم گمان میبرند که از طایفه ٔ قریشند. (معجم البلدان ).
قرشیة. [ ق ُ رَ شی ی َ ] (ع اِ) نوعی از اظفارالطیب .
قرشیة. [ ق ُ رَ شی ی َ ] (ص نسبی ) نسبت مؤنث است به قریش که نام طائفه یا مردی است . (معجم البلدان ). رجوع به قریش و قریشی شود.