قردمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قردمانی . [ ق ُدُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قردمان . (منتهی الارب ).
قردمانی . [ ق َ دَ نی ی ] (معرب، اِ) قبای آژده ٔ بخیه آکنده به جهت جنگ . ◄ یا سازی است که اکاسره در خزاین ذخیره ساختندی . ◄ زره سطبر شبیه جامه ٔ کردوانی ... (منتهی الارب ). معرب است . (اقرب الموارد). ◄ زره خود، یا خود، یا زره . (منتهی الارب ).
قردمانی . [ ق َ دَ نی ی ] (معرب، اِ) گیاهی است شبیه بابونه متفرق شاخ کم برگ که کرویا نامندش، یاکرویای براست . معرب قردامون لغت یونانی است یا رومی . (منتهی الارب ). و رجوع به قردمانة و قردمانا شود.