قدور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدور. [ ق ُ ] (ع مص ) توانستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) ج ِ قِدْر. (منتهی الارب ) (ترتیب عادل ).
قدور. [ ق َدْ دو ] (اِخ ) ابن محمدبن سلیمان مشهور به مستغانمی فقیهی است از مردم مَستَغانِم از ولایت وهران . وی در حدود بیست تألیف دارد. از آنهاست : ١ - جلاءالران در مواریث . ٢ - دررالفیض اللدفی فیما یتعلق بالکسب العیانی و السنی . به سال ١٣٢٢ هَ . ق . درگذشت . رجوع به تعریف الخلف ٢:٣٢٢ و اعلام زرکلی ج ٢: ٧٩٢ و معجم المؤلفین ج ٨ ص ١٢٩ شود.