قدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم . [ ق َ دِ ] (ع ص ) نیک مبارز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کثیرالاقدام . (اقرب الموارد). ◄ دلاور بسیار پیش درآینده در حرب و جز آن . ◄ سنگستان نیک درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ماغلظ من الحره . (اقرب الموارد).
قدم . [ق َ ] (ع اِ) جامه ای است سرخ . (منتهی الارب ). ثوب احمر. (اقرب الموارد). ◄ (مص ) پیش درآمدن . قدوم . ◄ بسیار پیش نمودن . (منتهی الارب ).
قدم . [ق ُ دَ ] (اِخ ) قبیله ای است به یمن . (منتهی الارب ).