قدم به میان گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم به میان گذاشتن . [ ق َ دَ ب ِ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) قدم در میان دو کس گذاشتن ؛ کنایه از واسطه شدن برای خیرخواهی طرفین . (آنندراج ) : خاک پای تو قدم گر نگذارد به میان که بهم صلح دهد دیده و بینائی را؟ کلیم (از آنندراج ).