قدم بریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم بریدن . [ ق َ دَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) قدم بریده شدن ؛ ترک آمد و شد کردن . (آنندراج ) : بریده شد قدمش ساعتی از آن در و بام به آفتاب گرفتن خوشم برای همین . محمد قدسی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم بریدن . [ ق َ دَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) قدم بریده شدن ؛ ترک آمد و شد کردن . (آنندراج ) : بریده شد قدمش ساعتی از آن در و بام به آفتاب گرفتن خوشم برای همین . محمد قدسی (از آنندراج ).