قدد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدد. [ ق ُ دَ ] (اِخ ) ابن عماربن مالک سلمی شاعری است که در دوران جاهلیت بزرگ شد و بر پیغمبر وارد گردید و اسلام آورد و با وی عهد بست که هزار سوار از بنی سلیم و عاد بیاورد. وی داستان اسلام آوردن خود را با طائفه ٔ خویش در میان گذاشت و گروه بسیاری با وی همداستان شده بسوی پیغمبر اسلام به راه افتادند ولی وی در میان راه به سال ٨ هَ . ق . (= ٦٢٩ م .) وفات کرد و یاران او در سال فتح (عام الفتح ) بر پیغمبر وارد شدند و خبر مرگ او و آنچه بر آنها گذشته بود، دادند. رسول خدا بر وی ثنا گفت . رجوع شود به الاصابة ج ٣ ص ٢٢٩ و الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٧٩٢.