قدامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدامی . [ ق ُ ما ] (ع اِ) یزک : قدامی الجیش ؛ یزک لشکر. (منتهی الارب ). ◄ ج ِ قادمة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قادمه شود. ◄ ج ِقدیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قدیم شود.
قدامی . [ ق ُ می ی ] (اِخ ) نام دهی است در وشم از ده های یمامه که دارای نخلستان است . (معجم البلدان ).