قبا نو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبانو کردن . [ ق َ ن َ / ن ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) لباس نو کردن . جامه ٔ نو پوشیدن . (آنندراج ) : خواند از نادیدگی خلق جهان را تنگ چشم کهنه پوشی گر به تقریبی قبایی نو کند. مخلص کاشی (از آنندراج ). ◄ مجازاً، به دولت رسیدن .