قاینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاینی . [ ی ِ نی ی ] (اِخ ) محمدبن محمدبن ابراهیم، در اصطلاح رجالی ملقب است به قایینی . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٢٧٨). رجوع به محمد... شود.
قاینی . [ ی ِ نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قاین . (الانساب سمعانی ).
قاینی . [ ی ِ نی ی ] (اِخ ) ابوطالب (سید...) فقیه و رجالی متبحر از دانشمندان امامی است که در خراسان نفوذ و مرجعیت داشت . تألیفات وی حاکی از کثرت اطلاعات او است و از آن جمله است : السبع السیاره . وی از شاگردان سید محمدباقر حجةالاسلام شفتی بوده و به سال ١٢٩٠ هَ . ق . یا ١٣٠٠ هَ . ق . درگذشته است . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٢٧٨).