قایل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ی ِ) [ ع. قائل ] (اِفا.) سخنگو، گوینده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ی ِ) [ ع. قائل ] (اِفا.) سخنگو، گوینده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قایل . [ ی ِ ] (ع ص ) قائل . نعت فاعلی از قول . گوینده . (آنندراج ). ج ِ قُوَّل و قُیَّل . (آنندراج بنقل از منتهی الارب ). رجوع به قائل شود. ◄ قیلوله کننده . (غیاث اللغات ) (منتخب ) (از آنندراج ). چاشتگاه خسبنده . (لغت نامه ٔ خطی بی نام متعلق به کتابخانه ٔ مؤلف ). ◄ در عرف به معنی اقرارکننده به خطای خود. (آنندراج ). رجوع به قائل شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سخنگو، صحبتکننده، گویا، گوینده معترف، معتقد، مقر
واژگان فارسی سره واژهدان
دربرگیرنده، دارنده، دارا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی