قاپزدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ دَ) (مص م.) ربودن چیزی به سرعت و ناگهانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زَ دَ) (مص م.) ربودن چیزی به سرعت و ناگهانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاپ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) از ترکی قاپمق . ربودن . ربودن به جلدی با دست . قاپیدن : سگ پای او را قاپ زد. رجوع به قاپیدن شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
کف زنی، ربودن