قاپ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچة گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچه گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاپ . (ترکی، اِ) قاب . استخوان اشتالنگ که برای قمار بکار برند. رجوع به قاب شود.