قانتات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانتات . [ ن ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ قانته : کس نجوید می نشان از هفت زن کامده است اندرقران زیشان صفات برنخوانده خلق پنداری همی مسلمات مؤمنات قانتات . ناصرخسرو. اشارت به آیه ٔ پنجم سوره ٔ تحریم میباشد. رجوع به قانت شود.