قافلگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قافلگی . [ ف ِ ل َ / ل ِ ] (ص نسبی ) منسوب به قافله . آنها که در قافله هستند : از که پرسند جز از مردم نیک وبد دهر چون بر این قافلگی مردم سالار و سر است . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قافلگی . [ ف ِ ل َ / ل ِ ] (ص نسبی ) منسوب به قافله . آنها که در قافله هستند : از که پرسند جز از مردم نیک وبد دهر چون بر این قافلگی مردم سالار و سر است . ناصرخسرو.