قافله گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قافله گاه . [ ف ِ ل َ/ ل ِ ] (اِ مرکب ) جای فرودآمدن قافله . ◄ کنایه از دنیا که جای آمدن و رفتن است : پست منشین که ترا روزی ز این قافله گاه گرچه دیر است همان آخر برباید خاست . ناصرخسرو. از بس دل مردم به رهت چشم براه است در کوی تو هر نقش قدم قافله گاه است . محمدعلی جامع (از آنندراج ). در چشم ترم لخت جگر بار گشوده است هرجا که سرچشمه بود قافله گاه است . ابوطالب کلیم (از آنندراج ).