قاطط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاطط. [ طِ ] (ع ص ) قاط. (منتهی الارب ). سعر قاطط؛ نرخ گران . وردنا ارضاً قاططا؛ یعنی درآمدیم در زمینی که نرخهای گران داشت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به قاط شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاطط. [ طِ ] (ع ص ) قاط. (منتهی الارب ). سعر قاطط؛ نرخ گران . وردنا ارضاً قاططا؛ یعنی درآمدیم در زمینی که نرخهای گران داشت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به قاط شود.