قاضی تنوخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاضی تنوخی . [ ت َ ] (اِخ ) علی بن محمدبن داودبن ابراهیم انطاکی المولد بغدادی المنشاء و المسکن بصری المدفن معتزلی الاصول حنفی الفروع، مکنی به ابوالقاسم . از اعیان علماء و فضلاء و مشاهیر ادباء و شعراء است که در نحو و لغت و نجوم و هیأت و هندسه و فرائض و عروض و علوم ادبی و فنون شعری و فقه ابوحنیفه واصول معتزله وحید عصر خود بوده بلکه در شمار اذکیای عالم شمرده می شده است . وی چند سال قاضی بصره و برخی از شهرهای دیگر از طرف خلفای وقت بوده و از این رو به قاضی تنوخی معروف و در نزد سیف الدولةبن حمدان و وزیر روشن ضمیر مهلبی بسیار معزز و محترم و صحبتش در نزد ایشان مغتنم می بود و علاوه بر مراتب علمی بسیار فصیح اللسان و شیرین بیان و سخنور و مجلس آرا بوده و به همین جهت نزد اکابر عراق به ریحانة الندماء و تاریخ الظرفاء شهرت داشته و دیوان شعری هم دارد. از اوست : رضاک شباب لایلیه مشوب و سخطک داء لیس منه طبیب کانک من کل النفوس مرکب فانت الی کل النفوس حبیب . # تخیر اذا ما کنت فی الامر مرسلا فمبلغ آراء الرجال عقولها و رو و فکر فی الکتاب فانما باطراف اقلام الرجال عفولها. و از ابومحمد حسن بن عسکر صوفی واسطی نقل است که بر روی سکوئی در باب ابرز بغداد برای تفرج نشسته بودم پس سه تن از زنان نیز آمده و پهلوی من نشستند آنگاه این شعر تنوخی را خواندم : و راح من الشمس مخلوقه بدت لک فی قدح من نهار هواء و لکنه جامد و ماء و لکنه غیر جار کان المدیر لها بالیمین اذا مال للسقی او بالیسار تدرع ثوباً من الیاسمین له فرد کم من الجلنار. یکی از ایشان گفت بقیه ٔ این شعر را میدانی ؟ گفتم نه گفت اگر کسی بگوید صله اش چه میدهی گفتم چیزی ندارم لکن دهانش را میبوسم پس آن زن اشعار را خواند و شعرهای دیگر دنباله ٔ آنها را اضافه کرد. من آن ابیات را از آن زن گرفته و حفظ کردم و سپس به شوخی گفتم کی عمل بوعده خواهد شد؟ از کتابهای اوست : ١- کتاب العروض . ٢- کتاب علم القوافی . وی روز سه شنبه هفتم ربیع الاول سال ٣٤٢ هَ . ق . یا ٣٤٣ هَ . ق . در ٦٤ سالگی در بصره وفات یافت و وزیر اعظم ابومحمد مهلبی بروی نماز خواند و ٥٠هزار درهم دیون او را برای قدردانی از علم و عالم ادانمود. (ابن خلکان ج ١٤ ص ١٦٢) (قاموس الاعلام ج ٣ ص ١٦٧٥)(فوائد البهیة) (لغات تاریخیه و جغرافیه ج ٥ ص ٢٤٥) (ریحانة الادب ج ١ ص ٢٢٥).
قاضی تنوخی . [ ت َ] (اِخ ) علی بن مُحَسَّن، مکنی به ابوالقاسم . قاضی ادیب، فاضل ظریف، شاعر ماهر، از شاگردان سید مرتضی بودو اشعار بسیار و نوادر بیشمار حفظ داشت . وی با ابوالعلاء معری مصاحبت داشته و مطالب بسیاری از وی فرا گرفته و به توسط او با خطیب تبریزی هم رشته ٔ یگانگی استوار داشته است . به عقیده ٔ اکثر وی شیعه ٔ امامی و به زعم بعضی معتزلی بوده و موافق نقل معتمد؛ علامه ٔ حلی هم در آخر اجازت بنی زهره وی را از جمله ٔ علمای عامه و مشایخ شیخ طوسی شمرده و ظاهر خطیب بغدادی نیز همین قول را تأیید مینماید چنانکه گوید وی از جمعی کثیر از محدثان عامه روایت کرده و من هم (خطیب بغدادی ) از وی استماع کرده و نوشتم و در نواحی بسیاری از مدائن و کرمانشاه و زنگان و جز آنجاها قضاوت نموده و ازسن جوانی تا آخر عمر نزد حکام مقبول الشهاده و در شهادت خود بسیار محتاط و راست گفتار بوده است . وی در اول یا دوم محرم سال ٤٤٧ هَ . ق . در ٧٧ یا ٨٢ سالگی درگذشت و خطیب بغدادی بر جنازه اش نماز خواند. (ابن خلکان ج ٢ ص ١٨) (قاموس الاعلام ج ٣ ص ١٦٧٥) (تاریخ بغداد ج ١٢ ص ١١٥) (مجالس المؤمنین ص ١١٢) (ریحانة الادب ج ١ ص ٢٢٤). مؤلف حبیب السیر آرد: علی ابومحسن یا ابوعلی محسن بن علی تنوخی از دانشمندان عهد مقتدی عباسی و مؤلف کتاب الفرج بعد الشدة است . وی در ماه محرم سال ٤٨٤هَ . ق . وفات یافت . (حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٣١٥).