قاضی احمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاضی احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن منصور. رجوع به احمدبن محمدبن منصور و ابن منیر قاضی ناصرالدین شود.
قاضی احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدبن محمدبن عطاء اﷲبن عوض اسکندرانی زبیری، ملقب به ناصرالدین . از افاضل اوائل قرن نهم هجری است که در علوم عربی بر دیگران تقدم داشته است و در بدایت حال قاضی شهر خود بود سپس به قاهره رفت و در آنجا نیز با کمال عفت متصدی قضای مالکیه بوده و از تألیفات اوست : ١- شرح تسهیل . ٢- شرح مختصر ابن حاجب . وی در اول رمضان سال ٨١٠ هَ . ق . وفات یافت . (روضات الجنات ص ٨٧).
قاضی احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسین . رجوع به ابوبکر ناصرالدین شود.