قاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
قاش (ص مر. ق مر.) پاره پاره، قطعه قطعه.<br>
فرهنگ فارسی معین
قاش (ص مر. ق مر.) پاره پاره، قطعه قطعه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاش . (اِخ ) قصبه ای است در ترکیه در ولایت قونیه در سنجاغ تکه و در ٦٢هزارگزی انطاکیه واقع است . بخش قاش ناحیه ٔ مثلثی شکلی است که در منتهای جنوب غربی ولایت مزبور قرار دارد و از شمال شرق به بخش المالی همان ولایت و از غرب به ولایت آیدین از سنجاغ من تشاء و از جنوب به دریای سفید محدود است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
قاش . (اِخ ) قصبه و مرکز بخشی است در افغانستان در جانب شرق سیستان و ٢٧٥هزارگزی مغرب رودخانه ٔ هیرمند در ساحل چپ نهر قاشرود از توابع هیرمند. (از قاموس الاعلام ترکی ).
قاش . (ع اِ) نوعی ماهی در رود نیل که پوزه ٔ بسیار دراز شبیه به نوک مرغ دارد و ماهی پرگوشت و خوش طعمی است . (دزی ج ٢ ص ٢٩٥).