فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۵۰۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیدلانرا از نکو رویان چه حظ رأفت دین و بلای جان چه حظ زاهدان را چون ز خوبان بهره نیست از دل ایشانرا چه سود از جان چه حظ شاهدان را از جمال خود چه ذوق عاشقانرا از غم اینان چه حظ چون کسی را تاب دیدار تو نیست از جمالتای مه تابان چه حظ تا نگه کردی دلم را برده زین نگاه دلرباای جان چه حظ دل بری و دین بری و جان بری از توای بر همزن سامان چه حظ درد تو چون خستگان را راحتست خسته را از جستن درمان چه حظ هجر تو جان میستاند وصل دل مرمر ازین وصل وزین هجران چه حظ درد تو در دست و درمان نیز درد فیض را زین دردو زین درمان چه حظ