فیحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیحان . [ ف َ ی َ ] (ع مص ) دمیدن بوی مشک . ◄ جوشیدن دیگ . ◄ خون برآوردن زخم . ◄ فراخ شدن تاراج . (منتهی الارب ). رجوع به فیاح و فیح و فوح شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیحان . [ ف َ ی َ ] (ع مص ) دمیدن بوی مشک . ◄ جوشیدن دیگ . ◄ خون برآوردن زخم . ◄ فراخ شدن تاراج . (منتهی الارب ). رجوع به فیاح و فیح و فوح شود.