فرهنگ لغت

فورا

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

در زمان

هماندم، زود، دردم، بی‌درنگ

هماندم، زود، دردم، بی‌درنگ

معنی فورا | فرهنگ لغت