فودج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فودج . [ ف َ دَ ] (معرب، اِ) هوده و مَرکب عروس . ◄ بن ران ناقه . ◄ (ص )ناقه ٔ فراخ بن ران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فودج . [ دَ ] (معرب، اِ) مایه ٔ آبکامه است، و بعضی ترشیها را نیز مایه میشود، و آن را از آرد گندم و آرد جو که به آب گرم خمیر کرده باشند بی نمک ترتیب میدهند و در برگ انجیر پیچیده در ظرفی کرده در سایه میگذارند تا متعفن شود و خشک گردد... (حکیم مؤمن ).