فهرج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فهرج . [ ف َ رَ ] (اِخ ) شهری است به اصطخر. معرب فهره . (منتهی الارب ). رجوع به فهره شود.
فهرج . [ ف َ رَ ] (اِخ ) یکی از بخش های سه گانه ٔ شهرستان بم که از جنوب خاوری آن شهرستان واقع است . اکثر آبادیهای این بخش به هم پیوسته و راه شوسه ٔبم به زاهدان از وسط بخش می گذرد. آب مشروب بخش از قنوات تأمین میشود. محصول عمده ٔ بخش غله، حنا، خرما، لبنیات، رنگ، پنبه و انواع مرکبات است . این بخش از شش دهستان تشکیل شده که به ترتیب عبارتند از: پشت رود با ١٩ آبادی و ٣٣٠٠ تن سکنه، رودآب دارای ٢٩ آبادی و٨٠٠٠ تن سکنه، ریگان با ٥٢ آبادی و ٧٠٠٠ تن سکنه، برج اکرم با ٣٥ آبادی و ٥٧٠٠ تن سکنه، عزیزآباد با ٢٢آبادی و ٣٥٠٠ تن سکنه، کنبکی با ٢٣ آبادی و ٢٨٠٠ تن سکنه . بنابر آمار بالا بخش فهرج دارای ١٨٠ آبادی و ٣٠٣٠٠ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
فهرج . [ ف َ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش فهرج شهرستان بم که در حدود هزار تن سکنه دارد. آب آن از دو رشته قنات و محصول عمده اش غله، خرما، لبنیات، پنبه، حنا و انواع مرکبات است . زنان قالی و گلیم و کرباس می بافند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).