فنا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فنا شدن . [ ف َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) از میان رفتن . فانی شدن : بنگر نبات مرده که چون زنده شد به تخم آنکش نبود تخم چگونه فنا شده ست ؟ ناصرخسرو. تا چون به قیل و قال مقالات مختلف از عمر چند سال میانْشان فنا شدم . ناصرخسرو.