فنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ ع. فناء ]<BR>۱- (مص ل.) نیست شدن، نابود شدن.<BR>۲- (اِمص.) نیستی، نابودی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ ع. فناء ] ۱- (مص ل.) نیست شدن، نابود شدن. ۲- (اِمص.) نیستی، نابودی.
(فِ) [ ع. فناء ] (اِ.) پیش سرای که فراخ و گشاده باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فنا. [ف َ ] (اِ) دارویی است که آن را به فارسی روباه تربک خوانند و به عربی عنب الثعلب . (فهرست مخزن الادویه ).
فنا. [ ف َ ] (ع اِ) ج ِ فناة. (منتهی الارب ).
فنا. [ ف ِ ] (ع اِ) فناء. رجوع به فِناء شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
نیستی، نابودی