فلاکت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ کَ) [ ازع. ] (اِمص.)<BR>۱- بیچارگی، بدبختی.<BR>۲- خواری، ذلت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ کَ) [ ازع. ] (اِمص.) ۱- بیچارگی، بدبختی. ۲- خواری، ذلت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلاکت . [ ف َ ک َ ] (از ع، اِ مص ) فلک زدگی و ناداری .(غیاث از فردوس اللغات ). و این مصدر جعلی است وضعکرده ٔ متأخرین . (غیاث ). نکبت . بدبختی . غالباً این مصدر را برساخته ٔ ایرانیان از کلمه ٔ فلک زده دانسته اند. (فرهنگ فارسی معین ). مصدر منحوت است . (یادداشت مؤلف ). ◄ خواری و ذلت . (فرهنگ فارسی معین ). - فلاکت بار . رجوع به این کلمه شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
ادبار، مصیبت، نکبت، تیرهروزی، سیهروزی، گرفتاری سخت، بلا، رنج روز بد، فاجعه ورطه بلایا، بلیه
واژگان فارسی سره واژهدان
خواری، بیچارگی، بدبختی